نویسندگان: ۱- آنی ۲- suppose me!!!

برای همسرم

سالهاست میخوانی مرا
بگو چه نوشته بر این زندگی آشفته ی من که هر لحظه شانه ای هستی برای آشفتگیهایم
بگو چه میبینی بر اندام لهیده ی این زندگی که در کنار تو التیام پیدا میکند. 
آمدم که از کنارت عبور کنم. ندیده بودم با عبور به تو خواهم رسید ای نازنین مهربان که از تو آموختم. 
دست در دستانت معنای انسانیتی را پیدا کردم که کاش روزی به آن برسم. 

پ.ن. فقط کاش کمی کمتر عقل بودی ای همه ی احساس قشنگ بیش از من بودن

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر