نویسندگان: ۱- آنی ۲- suppose me!!!


از آدمهای متفاوت با دیگران (نه لزوما خودم) میترسم. خیلی هم میترسم... شاید حتی بزرگترین ترسم باشه.
حتی از خودم هم میترسیدم همیشه.
شاید گاهی تونسته باشم خودم رو پنهان کنم. ولی هیچوقت نمیتونم کسی رو که میخواد تفاوتش رو فریاد بزنه قایم کنم زیر لباسم.
من مسئول تفاوت آدمها نیستم و باید این رو بفهمم.
من شرمنده نشم. من قایم نشم. من عذرخواهی نکنم و توجیه نکنم تفاوت دیگران رو.
اما میترسم. هنوز هم میترسم...
و این ترس من رو به فنا میده.
وقتی نگاه میکنم و میبینم اگه نمیترسیدم الان تفاوتم رو چه میکردم میبینم که ترسم رو حتی دوست دارم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر