نویسندگان: ۱- آنی ۲- suppose me!!!

همیشه فکر می کردم اونی که میره راحت تر تحمل میکنه و غم اصلی مال اونیه که مونده چون اونی که میره با همه ی دنیا طرفه و اونی که مونده با تنهایی خودش. تا اینکه خودم رفتم و دیدم اونی که میره با دنیایی از تنهایی طرفه و اونی که میمونه همه ی دنیاش رو هنوز داره.
من رفتم و انگیزه هام جا موندن. من یک سر دنیا و انگیزه هام یک سر دیگه ی دنیا.
میشه در کمال خوشبختی رضایت درونی نداشت. و بدبخت و بیچاره و زبون اونی که رضایت درونی نداره اونم در حالی که بیرونش کامله.

باید قدر آدمها رو بدونم. اونایی که دارمشون. اونایی که داری رو تا ابد داری حتی اگه نباشن.
باید قدر آدمها رو دونست چه اونایی که دوستشون داری چه اونایی که دوستت دارن و چه اونایی که انتقام کل دنیا رو ازت میگیرن. انتقام اونی که بودی رو. اونی که هستی رو.

دم همه شون گرم. بودنشون عین صلاحه. 

- در حال حاضر ذهن آشفته ای دارم. قضاوت ثابتی ندارم. مثل فنر سبکی در فضای لایتناهی در حال نوسانم. آدمها حرف میزنن. آدمهای مهم زندگی حرف میزنن. حرف میزنن و حرفهاشون در تضاد با همه . بهتره که نشنوم. 

و تو. ای عشق اول و آخر و ازلی و ابدی من. تو در سکوت فقط نظاره گر منی و من برای اولین بار سکوتت رو دوست دارم.

۲ نظر:

  1. چرا نوشته ها تاریخ ندارن آنی؟ یا من نمیبینمشون؟

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. مخصوصا تاریخ ندارن. خواستم بدون تاریخ باشه. مهم نیست کی نوشته شده ن.

      حذف